تبليغاتX
یه دختر 20 ساله
سلام دوست جونا... خوبین ؟؟؟

من و شووشومم خوبیم و طبق معمول مشغول کارامون.

دیروز که با خانواده شوشو اینا رفتیم بهشت زهرا سر قبر رفته گانشون..

خاله شوشو و زن پسر خاله شوشو هم آش پخته بودن...جاتون خالی.

سر قبر پدر بزرگ مادر بزرگ شوشو و کلی آدم دیگه رفتیم و بعدشم رفتیم خونه خاله شوشو

و فیلم علی سنتوری رو دیدیم.

البت من و شوشو فیلم رو ۲  هفته پیش دیده بودیم...ولی بقیه ندیده بودن..

خیلی فیلم قشنگی بود...حتما بگیرین ببینین. و البته پولش رو هم به حساب کارگردانش بریزین

 

 

هفته پیش   با شوشو رفتیم خونمون و با کمک مامان شوشو و جاری جوونم تمیز کاری کردیم حسابی!

خیلی سخت بود و هرچی میشستیم تموم نمیشد !

خونه نوساز از یه طرف خوبه که نو هست ولی از یه طرف تمیز کردنش خیلی انرژی میبره!

از همه بدتر کفپوش سرامیک هست..خیلی تمیز کردنش سخته..کسایی که کفپوش سرامیک دارن

میفهمن من چی میگم ! از حالا عذا دارم که بعدا چه طوری هر روز این این سرامیکارو تمیز کنم

 

اون روز واییییییییییی پسر سرایدار رو گفته بودیم بیاد تمیز کنه و خودمونم کارای دیگه کنیم..

ولی نشد که نشد ! کاری بلد نبود که  هیچچچچچچچچچچ  ، زبون هم نداشت!

تی ( همین جوری نوشته میشه ؟ ) که کثیف میشد نمیومد بگه این کثیفه بشورینش..

وایمیستاد تا ما خودمون ببینیم و بشوریم..!!!!!!!!!!

همش حرص خوردیم از دسش..

فقط فضا اشغال کرده بود و همه کار ها رو خودمون کردیم ...

تنها کاره مفیدی که انجام داد کاردک کشید سرامیک کف رو .

بالاخره ساعت ۸ شب تقریبا تمیز شد. و تا حدوی قابل تحمل شد.

بعددددددددددددددددددددددددددددددددد یه روز دیگه هم شوشو مهندس همه کاره ام رفت و شیر اب

یخچال و لباسشویی و اینا رو خودش درست کرد. که یه روز بیاد بزنگیم نصاب هاشون بیاد و نصبشون

کنه...

 

دیگه چیکار کردم ؟

اوووووووووووووم ...آهااااان کفش شوشو رو هم خریدیم...واسه عروسی..اخه قبلیه رو که خریده بودیم

به کت شلوارش نخورد و مجبور شد یکی دیگه بخره. اخه ما اول قالپاق و خریدیم بعد ماشینش رو

منم یه کفش و کیف خوششششششششششگل مشکی خریدم

اههههههههه خب چیکار کنم گفته بودم تو کیف و کفش سیر مونی ندارم کههههه

ولی راستش کفش مشکی مهمونی لازم داشتم اخه  همین جمعه ایی که میاد نامزدی اولین دوسته

زندگیمه !!!!!!!

لیلا رو میگم یادتونه ؟؟ همون که گفتم از ۴ سالگی باهم دوست شدیم تو خونه بچه گیام.

بعد یادتونه گفتم یه دوست پسی داره خیلی اذیتش میکنه و میگه اگه هرچی میگم نگی چشم میرم

معتاد میشم ( به درک برو بشووووووووووو ) ..همون دوستم!

با اون پسره ی دیوونه بهم زد و با یکی از خواستگارای خوبش ازدواج کرد.

خدا رو شکر همسرش خیلی پسر خوبیه . جمعه نامزدیشونه...!

شماا هم دعا کینن خوشبخت بشن...

 

بعد دیگه اینکههههههههههههههه یه روز هم با فافا دوستم رفتیم پاساژ گردی و  لباس تو خونه ایی

 گرفتم..اول رفتیم میلاد کم خرید کردیم بد نبود. بعدش هم اومدیم قائم که چیزه خاصی نداشت.

کلا نمیدونم چرا لباسا اکثرا بنجل شدن. به سختی مشه از توشون چیزی پسندید.

 

شما ها چیکار میکنین ؟ حتما اکثرتون مشغول خونه تکونی هستین..؟

 ولی ما نداریم اخه..مامانمم که اخر خرداد خونه رو عوض میکنه پس خونه تکونی نیداریمممممممم

هورااااااااااااا

انقدرر بدم میاد از خونه تکونی..!

بهم بگن ۳۰ جور غذا درست کن میکنم...ولی بگن یه میز رو  تمیز کن حوصله ندارم

 

ولی گریزی نیست...کمتر از دوماه دیگه که میرم خونه خودم باید همه این کارارو انجام بدم..مثل همه..

وای باورم نمیشه دو ماه دیگه باید برم..!!!

دیشب اینقدرر غمم گرفته بود...ساعت ۱۲ اومدم خونه...تو اتاقم نشستم و هی اتاقم و نگاه کردم..

گریم گرفته بود شدید..

یعنی این همه خاطره تموم میشن و میرن ؟

بیشتر دوران نوجوونیم تو این اتاق بود...همه گریه هام و خنده هام و .. تو همین اتاق بوده !

کلیی از زندگیم رو باید بزارم و برم.. مامان.. بابا... امیر...سخته ها خیلی سخته..

درسته زندگی آیندم هم خیلی خیلی خوبه و یکی رو همیشه پیشم دارم که اندازه جونم دوسش دارم..

و همه زندگیمه..

ولی............................................................. سخته...

درسته که  بعد عروسی هر روز  میام اینجا  ( ) و دور نیستم از خانوادم..

ولی به هر صورت  دیگه دارم میرم ..

دلم تنگ میشه واسه همه شادیها و غم ها و همه چیه این خونه !

 

 

دیگه نمیدونم کی مینویسم..چون ۲۸ اسفند هم میریم شمال با شوشو جونم...

فعلا با بای

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط دختر 20 ساله   | 

 

سلام دوست جونااا

من خوبم  شوهر جوننممم خوبه

یه بنده خدایی از همکارام هست هروقت میخواد احوالپرسی کنه میگه : شوهر جونت خوبه ؟

کلیییییییی خستم ..تا ساعت ۱ سرکار بودم..بعدشم که رفتم باشگاهی که قبلا" میرفتم..

ساعت و روز کلاسای جدیدش رو بپرسم.که متاسفانه هیچ کدومشون به ساعتای خالیه من نخورد!

انتخاب واحد کردم مشتی !!!!!!!!!!

یکشنبه و دوشنبه و سه شنبه و پنج شنبه باید برم یونی !

یعنی تخصیر  ( دوست دارم غلط بنویسم ، اصلن تُخسَم حرفیه ؟ ) من نبود هاااااااااااااااااااااا

تخصیر مدیر گروهمون بود اینجوری کرد برنامم رو اگر نه من یه جوری برنامه ریخته بودم که فقط شنبه

یکشنبه برم ولی نشد !

روزه پنج شنبه دوتا کلاس دارم! که عروسیمون هم ۵ شنبه میباشد !

وای گفتم عروسی.........

 نمیدونین چه ذوقی دارم این روزا !

با اینکه کلییییییییی کار و استرسشون رو دارم ولی خیلی حسه جالبیه!

تا یه اهنگ ۶ و ۸ میشنوم یاد خودم و شوشو و اون شب میفتم !

کلیی خوشال میشم...من که عمرا از این عروسا نیستم خانوم باشم بشینم ! عمرییییییییییی

از همین الان بگم از اول تا آخر وسطم

شوشو میگه نخیرررررررررررر خانوم باش زیاد نرقص !

ولی من چیییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نیمیشینم

کلیی دوستامم هستن میخواییم بترکونیم  ادم یه بار که بیشتر شب عروسیش نیست !!

هنوز اهنگ هامون رو گلچین نکردیم..چون معلوم نیست اگه موسیقی  زنده باشه که دیگه احتیاجی

نیست ولی اگه تصمیم بگیریم  کسی رو نیاریم باید خودمون گلچین کنیم .

خود باشگاه یه کسی رو داره که ارکسر داره و اینا...شاید شوشو اونو بگه شایدم نگه. نیدونم هنوز !

من نیدونم چرا هرچی خرید میکنیم تموم نمیشه !!!!!!!!!!!!!!!!!

تو هفته گذشته رفتیم تیکه های بزرگ برقی رو هم خریدیم..یخچال و گاز و لباسشویی و ظرف شویی و

ماکرویو و ..... این گونده مونده ها

اهااااااااااااااااا راسی پرو  اوّلِ لباس عروسمم رفتم..

خیلی تمیز و قشنگ در آورده بود خیلی شبیه مدلی که سفارش داده بودم شده بود  

راضی میباشم

پرو بعدی آخر اسفنده بعد تعطیلات عید هم تحویل میده.

دیگه دیگه اینکه دیروز هم رفتیم و نیم سِتِ راحتی تو هالمون رو هم خریدیم.

خیلی فانتزی و خوشگله رنگشم قرمزههههههههههههه

جیغ میزنه شدیدانه مدلشم  یه حالتیه ..قُلمبس   ،  یه وَریه  کَجه   

مطمئنم فهمیدین چه جوریه

خیالم خیلی راحت تر شده ..تقریبا ۹۵ درصد این مُعضل جهاز اوکی شده !

بعدددددددددددددد عصری هم با مامیم داریم میریم شهروند این خرت و پرت هایی که مونده بگیریم.

پودر و مایع دسشویی و پاک کننده ها و...... خوراکیهای خراب نشدنی مثل ماکارونی و اینا.

چون چند روز دیگه دم عیده و حسابیییییییییی شلوغه.

بعدددش هم بریم پرده حالمون رو سفارش بدیم چون دیگه رنگه مبلش مشخصه میشه سفارش داد.

 

بچم ،  شوشو رضا که دیگه ذلّه شده از بس بُریدَمش خرید !

خب چیکارررررررررر کنم منم تخصیر ندارم که ،  کارهاییه که باید انجام بشه !

میگم شماها هم کم کم  داره حالتون بهم میخوره از نوشته های من ، همششششششششش دارم

 میگم اینو خریدم اونو سفارش دادیم

چیکار کنم خوب!!!!!!!!!!  روزمره  من و شوشو هم این ۱ ساله همش شده خریدددددددددددد!

حالا ایشالا سر خودتون میفهمین من چی میگم.

قول میدم بریم سر زندگیمون دیگه از خرید حرفی نزنم ..

دیگه تا ۱ سال همش میام میگم امروز رفتیم خونه فُلانی فردا باید بریم خونه فِلانی

همینه دیگه زندگی ،  مادررررررررررررررررررررر 

 

 شوشو جونمم یه ۱۰ روزی باید با پسر خاله اش بره سر یه کاری  ..بعدش دیگه free میشه و در خدمت

 خانواده تا بازم ببریمش خرید    حِرص بخوره    

 

 راسی عید رو کجا میرین ؟؟

من  با خانواده ۲۴ نفری شوشو اینا   ( خانواده خودشون و خاله هاش و ... ) میریم شمالللللل

پُروییم  دیگه ،  با این همه کار   بازم سفر تعطیل نمیشه !!

شوشو اینا هر سال سال تحویل در سفر هستن ! خودش میگه واسه در رفتن از دید و باز دیدِ  عید

منم موافقم چون دید و بازدید عید رو خیلی موافقش نیستم!

اون کسایی که همیشه میبینیشون که هیچی ، دیدیشون ! اون کساییم که سالی یه بار میبینیشون

که همون بهتر نبینی !! هر سال هی باید تکرار کنی سال چندم مدرسه یا دانشگاهی..

و یه سر حرفای تکراریِ مزخرف دیگه

 

راسی کتابی که گفتم تو پست قبلی ..یادتونه ؟

خوندمش...خیلی خیلی خیلی بی نظیر و قشنگ بود..

حرفایی توش بود که کلییی فکرم و عوض کرد...خیلی حرفاش حرفایی بود که بارها تو ذهنم اومده بود..

به هرکی کتاب خونه توصیه میکنم خوندنش رو...محشر بود واقعا !

 

 پ ن : اینم دو تا عکس رو که خواسته بودین و منم  قول داده بودم  .

عکس کارت عروسیمون ( یکم سفید تره کارت  ، این عکس رو تو شب گرفتیم نور کم بود .)

 

یادتونه گفتم میخواییم آیینه دستشوییمون رو خودمون درست کنیم!؟

رفتم صدف و ستاره دریایی ومروارید و مهره و... گرفتم،   قابش رو هم رضا جووونم به نجاری سفارش داد..

بعدش هم در یه عمل ضربتی ۳ روزه دو نفری نشستیم و آیینه رو درست کردیم.

 عکس قاب آیینه مون  البته  من با برنامه paint وسط و دورش رو  طوسی کردم.

حالا بعدا که آیینه اش رو انداختیم  شاید دوباره  عکس کاملش رو گذاشتم ببینین

 

 **** جواب سوالاتون :

زمینه قاب ایینه که چوب هست...بعد ،  کلش رو چسب چوب مالیدیم و با تراشه های چوب ( از نجاری

 میتونین بگیرین) روش رو پوشوندیم.

صدف ها رو هم از طبقه اول پاساژ قائم ( تجریش) فروشگاه پرتو ( اگه اشتباه نکنم) خریدم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط دختر 20 ساله   |