خوبین که ؟![]()
منو شوشو هم خوبیم خدا رو شکر...
من که البت زیاد نه............................حالا الان نمیگم فعلا میخوام خبرای خوب رو اول بگم..
شوشو جونم که صبح تا ۶ بعداظهر دیگه نمیبینمش...سر کاره...
همون پروژه هه که بهش دادن...و عصر ها هم که میاد خیلی خستس...حقم داره صبح خیلی زود پا
میشه...شب هم دیر میخوابه.
بالاخره زندگیه دیگه !! باید از جایی شروع بشه این صبح رفتن ها و شب اومدن ها...
گاهی میگم بعدا که بریم سر زندگیمون حتما زندگیمون مثه همه خیلی یکنواخت و تکراری میشه..
ولی بعد میگم نه من نمیزارم !
امیدوارم نشه...چون هیچی مثه تکرار و یک نواختی منو از پا در نمیاره ! سریع دپ میشم!
اووووووووووووووووم دیگه اینکه تا یادم نرفته بنویسم اینجا که سالن عروسیمون اگه خدا بخواددددد
اوکی شد !!
واسه ۴ اردیبهشت !
اول که جا نمیداد و بازی در میاورد ولی بعد فهمیدم با داییم دوسته...که اومد و ردیفش کردیممم
هورااااااااااااااااااااااااا از این یکی خیالمون راحتتتتتتتتتتت شد !
ارایشگاه هم دو تا رو با مامان شوشو و جاریم رفتیم دیدیم..
یکی ستاره ها ( همون زعفرانیه ) یکیم مژگان دادفر ( تو دولت )
اولی ( ستاره ها ) رو بیشر پسندیدیم ، اخه ملایم تر بود...دادفر خیلییییییی چشم ها رو لبنانی درست
کرده بود و عروساش عینه جادوگرا شده بودن بیچاره ها![]()
فقط دو تاشون قشنگ شده بودن ![]()
حالا چند جا دیگه هم ادرس گرفتم برم ببینم ولی نه وقت دارم نه ماشین ![]()
۴ روز که دانشگاهم...۱ روز سر کار ...تقریبا هر روز ۲ ساعت کلاس رانندگی ...حالا به اینا خرید و بیرون
رفتن و خونه شوشو رفتن و تلفن به دوستا رو هم اضافه کنین !!!
حالا تازه من زیاد اهل تلفن نیستم مثه بعضی خانوم ها.. وگرنه که باید وقت اضافی رو از خوابم میزدم![]()
از رانندگی بگم کهههههههههههههه خوبه امروز ۷ صبح جلسه هفتمم بود.
یکم رو گرفتن کلاج مشکل دارم..یعنی یادم میره سر پیچ ها و اینا بگیرم...
مربیم میگه تو خیلی عشقی رانندگی میکنی...خیلی دقت نمیکنی ![]()
اخه از بس باهام حرف میزنه و از جدش و دختر نوه عمش میگه ادم یادش میره که باید راهنما میزده.
اههههههههههههههههههههه به من چه مربوطططططططططططططططط![]()
![]()
ولی خب دور ۲ فرمونه و پارک دوبلم خیلی خوبه ![]()
اوووووووووووووووووووووووووووووووممممم
راسی با شوشو رفتیم مرکز خرید کوهستان ساعتاش رو دیدیم..
شوشو یکی پسندید مارک certina ... خیلی خوشگل بود ..منم یه دونه از گِس رو خوشم اومد..
ولی اخه اقاهه گفت" گس" چینی شده و به سفارش امریکاس..یکم دو دل شدم.
ولی مدل هاش خیلی خوشگل بود.![]()
حالا قرار شد طبقه پایین قائم و میرداماد رو هم ببینیم.و اگه چیزی ندیدیم بیاییم همونارو بگیریم.
بعضی ها هم میگن برین بازار ( بازار بزرگ دیگهههههههه
) ..حالا نیدونم تا چه پیش آید ![]()
حالا بد هاییی این چند روز :
من شونه راستم تا روی بازوم حدود ۵ سال پیش یه خالی در آورد ، که خیلی اذیتم میکنه..
دخترا شاید بفهمن من چی میگم...
اخه اگه از اول بچگیم بود مشکلی نبود ادم بهش عادت میکرد...ولی چون نبود و یه دفعه چند سال پیش
( به گفته دکترا ) رنگدونه هاش فعال شدن و معلوم شد...خیلی رو اصابم بود.
پارسال واسه تست لیزر رفتم...تقریبا جواب داد...ولی نرفتم دیگه تاااااااااااا دوشنبه ایی که گذشت..
رفتم و تقریبا ۱ سومش رو لیزر کردم..
خیلی خیلی بد بود....
خیلییییییییی دردم اومد...نه که فک کنین تحمل جیز جیز های دونه دونه لیزر هاش رو نداشتم هااا نههه
سوزش سوختگی بعد لیزرش اشکم و در اورد...هنوزم بعد ۳ روز سوزشش خوب نشده..
بیخود نیست میگن که سوختگی بالاترین درجه از درده..بیچاره اینایی که تو ۴ شنبه سوری و اینا
میسوزن.........................
مخصوصا امروز خیلی اذیت شدم...اخه به محضه اینکه افتاب میزد یا تو تاکسی و اتوبوس کسی دسش
می خورد جیغم میرفت هوا...
اینارو مینویسم اینجاااااااااااا تا اگه بعدا خوب شد ( یعنی میشه...جواب میده... ؟ ![]()
)
یادم نره که چقدررر اذیت شدم و هیچ کس درک نکرد چی میگم..
همه از مامانم تا دوستام..هی میگفتن : شلوغش میکنی هاااااااا مگه چیه..؟ یه خاله !
درسته یه خاله...درسته رنگش زیاد تیره نیست و فقط ۲ درجه از پوسته خودم تیره تره
( گندمی رو به روشنه تنم ) ولیی هر وقت کسی بهم اینجوری گفت تو دلم گفتم..آره چون خودتون این
مشکل و ندارین این رو میگین..
ولی بازم هیچ وقت ته دلم نزاشتم که حالت نا شکری شه و گفتم : خدایا شکرت!...![]()
برام دعا کنین که خوب شه...
![]()
پ ن : اگه کم سر میزنم ببخشید من رو..به خدا خیلی وقتم محدوده ![]()